شبکه انديشمندان قم
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 32304
تاریخ انتشار : 31 مرداد 1392 11:44
تعداد مشاهدات : 1896

شايسته سالاري در حكومت ديني

در اين نوشتار تلاش مي شود ضمن بررسي مفهوم شايسته سالاري، ديدگاه قرآن و سيره پيامبر(صلي الله عليه وآله)و حضرت امير(عليه السلام)را در اين خصوص بيان كنيم. مطلب را از نظر مي گذرانيم

واژه شناسی
شایسته سالاری [2] یا شایسته محوری مفهومی رایج و شناخته شده در علوم سیاسی و حكومت داری می باشد. شایستگی به معنای داشتن توانایی، مهارت، دانش، لیاقت و صلاحیت است.[3]
شایسته سالاری،اولین بار توسط «مایكل یانگ»، جامعه شناس بریتانیایی به كار برده شد. او در تعریف شایسته سالاری می نویسد: «شایسته سالاری سیستمی است كه رهبری به واسطه نخبگان را مهیا می سازد.»[4] شایسته سالاری بنا به تعریف او سیستمی است كه نقش های اجتماعی را به افراد براساس توانایی آنها، بدون لحاظ هر مزیت دیگری از قبیل: ثروت، طبقه اجتماعی، نژاد، اصل و نسب و... واگذار می كند.
در شایسته سالاری، هدف این است كه افراد شایسته و برگزیده مشغول در پست های فرماندهی و مدیریت در سلسله مراتب شوند و تصمیم گیر و الگوساز باشند.
در مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز تأكید شده: «در ایجاد نهادها و بنیادهای سیاسی كه خود پایه تشكیل جامعه است، براساس تلقی مكتبی، صالحان عهده دار حكومت و اداره مملكت می گردند.»[5] شایسته سالاری اصلی است كه با فطرت انسانی سازگار و در تمامی فرهنگ ها و مكتب های بشری مورد اتفاق است. اگر اختلافی در این زمینه وجود داشته باشد، به تشخیص معیار صلاحیت و شایستگی مربوط است كه اقوام گوناگون هر كدام معیار خاصی برای آنها در نظر می گیرند. در فرهنگ اسلام همچون دیگر فرهنگ های اصیل، معیار شایستگی، برخورداری افراد از تخصص و تعهد به یك باره است؛ به طوری كه فرد افزون بر برخورداری از تخصص و توانایی لازم در انجام مسئولیت های محوله خود را به حفظ حدود و مقررات تعیین شده موظف بداند. رعایت این اصل، به ویژه در سپردن مسئولیت های مهم و كلیدی از اهمیت به سزایی برخوردار است.

شایسته سالاری در قرآن
در منطق قرآن كریم منصب ها و مسئولیت ها، امانت هایی به شمار می آیند كه باید به اهلش واگذار شوند؛ چنان كه می فرماید: «ان الله یامركم ان تودو الامانات الی اهلها؛[6] همانان خداوند شما را امر می كند كه امانت ها را به اهل آن واگذار كنید.»
بدیهی است كه رهبری امت اسلامی و منصب حكومت نیز از مهم ترین امانت هایی است كه تكلیف ما در برابر آن بسیار خطیر و سنگین است. [7 ]در آیه 105 سوره مباركه انبیا نیز تأكید شده است كه حكومت و سروری بر زمین، میراث بندگان صالح و شایسته خداوند است: «ان الارض یرثها عبادی الصالحون» با توجه به كلمه صالحون در این آیه كه معنای گسترده و وسیعی دارد، همه شایستگی ها به ذهن می آید؛ شایستگی از نظر عمل و تقوا، شایستگی از نظر علم و آگاهی، شایستگی از نظر قدرت و قوت و شایستگی از نظر تدبیر و نظم و درك اجتماعی. هنگامی كه بندگان با ایمان این شایستگی ها را برای خود فراهم سازند، خداوند نیز كمك و یاری می كند تا آنها بینی مستكبران را به خاك بمالند، دست های آلوده شان را از حكومت زمین كوتاه كنند و وارث میراث های آنها گردند.[8]
در قرآن موارد و نمونه های بسیاری وجود دارد كه به شایستگی و اهلیت كارگزاران دلالت دارد كه در این مختصر به بعضی از آنها اشاره می شود.
گفت وگوی خداوند با حضرت ابراهیم(ع) به روشنی از لزوم رعایت شایستگی و اهلیت در واگذاری مسئولیت ها به افراد حكایت دارد: «هنگامی كه خداوند ابراهیم را با وسایل گوناگون آزمود و او به خوبی از عهده آزمایش ها برآمد، خداوند به او فرمود: من تو را پیشوا و رهبر مردم قرار دادم. ابراهیم گفت: آیا از دودمان من نیز چنین خواهند بود؟ فرمود: پیمان من به ستمكاران نمی رسد.» [9]در این آیه لزوم آزمون و احراز شایستگی افراد، قبل از انتخاب آنان برای مدیریت و رهبری جامعه بیان شده است. [10]
نمونه دیگر زمانی است كه بنی اسرائیل از پیامبر خود به نام «اشموئیل»(ع) درخواست فرماندهی كردند تا به همراه او با ستمگران بستیزند. او نیز به دستور خداوند طالوت را به فرماندهی آنها برگزید؛ ولی بنی اسرائیل به خاطر كمی ثروت طالوت به پادشاهی او معترض بودند. در این زمان پروردگار حكیم، علم و نیروی بدنی فراوان طالوت را به آنها گوشزد نمود و او را شایسته زمامداری اعلام كرد و فرمود: «خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و [قدرت] جسم، وسعت بخشیده است. خداوند، ملكش را به هر كس بخواهد، می بخشد.» [11] با توجه به این آیه برتری توانایی های علمی (اعلمیت) و جسمی فرد، ملاك شایستگی او برای زمامداری جامعه می باشد و وجود همین توانایی های علمی و جسمی فراوان در طالوت، ملاك انتخاب وی از جانب خداوند برای زمامداری بنی اسرائیل بوده است و به همین دلیل امتیازات طبقاتی و ثروت، ملاك شایستگی برای زمامداری نیست.[12]
شاهد دیگر این مسئله هنگامی بود كه حضرت یوسف(ع) سرفرازانه از زندان آزاد شد و عزیز مصر درصدد واگذاری مسئولیتی به وی گردید. او گفت: «قال اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم؛[13] مرا بر خزانه های این سرزمین بگمار؛ زیرا من نگهبانی دانا هستم.» در این آیه جمله «انی حفیظ علیم» علاوه بر اینكه حاكی از توان و دانش یوسف(ع) است، دلالت بر این نیز دارد كه در این آیه دانش و توان، دو شرط اساسی برای مدیریت و تصدی امور ذكر شده و همچنین نشان می دهد كه تعهد بدون تخصص و دانش، و نیز تخصص بدون تعهد، كارساز نیست[14] و همه این موارد همان معنای شایسته سالاری را به خوبی بیان كرده است.

شایسته سالاری در سیره پیامبر اعظم(ص)
در بیان و سیره پیامبر اعظم(صل الله علیه و آله) نیز به گونه ای شفاف و گویا، توجه به این اصل مشاهد می شود؛ چنان كه در بیانی شیوا می فرمایند: «من استعمل عاملا من المسلمین و هو یعلم ان فیهم من هو اولی بذلك منه و اعلم بكتاب الله و سنه نبیه، خان الله و رسوله و جمیع المسلمین؛ هر كس كارگزاری از مسلمین را به كار بگیرد و حال آن كه می داند در بین مسلمانان كسی هست كه از او شایسته تر و داناتر به كتاب خدا و سنت رسولش است، به خداوند و رسول او و تمام مسلمانان خیانت كرده است.»[15]
تأكید رسول خدا(ص) بر معیار لیاقت و شایستگی افراد و برخورداری آنان از تعهد همراه با تخصص و توانایی در انجام مسئولیت های محوله تا اندازه ای بود كه اگر فردی هرچند باایمان و متعهد، از تخصص و توانایی لازم در انجام یك مسئولیت بی بهره بود، از واگذاری آن منصب به وی خودداری می كردند. روزی ابوذر، صحابی بزرگ و وفادار رسول خدا(ص) از ایشان درخواست كرد تا منصبی به وی واگذار كنند. رسول خدا(ص) افزون بر دل جویی از وی فرمودند: «ای ابوذر! تو را دوست دارم و هر آنچه برای خود می پسندم، برای تو نیز می خواهم. [اما مسئولیت ها و امانت هایی هستند كه اگر انسان به نحو شایسته از عهده آن ها برنیاید، مایه خواری و پشیمانی وی در قیامت خواهند شد. ]من تو را در مدیریت ضعیف می بینم؛ پس هیچگاه مسئولیت و حكومت بر حتی دو نفر را نیز قبول نكن!»[16]
پس از فتح مكه نیز هنگامی كه به سوی حنین در حركت بودند، جوان 21 ساله ای به نام عتاب بن اسید را در مقام فرماندار مكه برگزیدند و فرمودند: «اگر برای اداره مكه بهتر از تو كسی را می شناختم، او را برمی گزیدم.» و پاسخ ایشان به اعتراض برخی كه تصور می كردند شایستگی به سن و سال یا جاه و مقام است، چنین بود:
نباید هیچ یك از شما به خاطر كمی سن و سال، با او مخالفت كند؛ زیرا هر كه سن بیشتری دارد، [لزوماً] برتر نیست، بلكه كسی برتر است كه بزرگ تر باشد.[17]
در روایتی دیگر تعهد و تخصص را به منزله دو شرط لازم در مدیریت و رهبری می دانند و می فرمایند: «رهبری و امانت امت، صلاحیت ندارد، جز برای كسی كه از سه ویژگی برخوردار باشد:
پارسایی تا او را از معصیت بازدارد؛
بردباری تا بتواند با آن خشمش را كنترل كند؛
مدیریت نیكو بر مجموعه تحت مدیریتش تا برای آنان همانند پدری مهربان باشد.»[18]

شایسته سالاری در گفتار سیره علوی (ع)
امام علی(ع) هم در گفتار و هم در رفتار خویش بر این ویژگی تأكید خاصی داشتند. آن حضرت در سخنی شرط رهبری را توانایی و دانایی دانسته، با اشاره به لزوم رعایت اهلیت در منصب خلافت می فرمایند: «ایها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلمهم بامر الله فیه؛ [19] ای مردم! همانا سزاوارترین مردم به امر خلافت و رهبری امت تواناترین بر اداره آن و داناترین به فرمان خداوند در فهم مسائل می باشد.»
در سخنی دیگر نیز شرط رهبری را این گونه ذكر فرموده اند: «من احسن الكفایه استحق الولایه ؛[20] آن كس كه درست از عهده اداره امور برآید، شایستگی رهبری بر امت را دارد.»
این گونه روایات نشان می دهند كه آن حضرت توجه خاصی به این اصل داشته اند و از میان آموزه های فراوان در سیره حكومتی آن امام نیز می توان به دقت و حساسیت بالایشان در انتخاب كارگزاران و صاحب منصبان اشاره كرد.
ایشان پس از پذیرش منصب خلافت دلیل آن را نبود شخص شایسته ای برای حكومت دانسته، در نامه ای خطاب به كوفیان فرمودند: «خداوند آگاه است كه چاره ای جز پذیرش حكومت نداشتم و اگر شایسته تر از خود را می یافتم، هرگز بر او پیش قدم نمی شدم.»[21]
در عهدنامه معروف مالك اشتر نیز به وی می فرمایند: «سپس در امور كارگزارانت بنگر، آنها را آزموده و بعد به كار گیر! محور گزینش تو، میل و گرایش شخصی نباشد؛ زیرا كه این دو كانونی از شعبه های جور و خیانت است و از میان آنها افرادی كه با تجربه تر، پاك تر، اصیل تر و پیشگام تر در اسلام اند، برگزین؛ زیرا اخلاق آنها بهتر و خانواده آنها پاك تر است و افرادی كم طمع و در سنجش عواقب امور بیناترند.»[22]

ویژگی های كارگزاران
با توجه به این نامه از نگاه آن حضرت، زمامداران باید از ویژگی های ذیل برخوردار باشند:
1- توانمندی و كارآمدی: «بزرگی كار، وی را از پا درنیاورد و قدرت تصمیم گیری را از او نرباید.»
2- تجربه و آزمودگی: «اهل تجربه باشد.»
3- سلامت روحی: «اهل حیا و عفت باشد.»
4- اصالت خانوادگی: «از خانواده ای اصیل و درست كردار باشد.»
5- دیانت پایدار: «از پیشگامان در گرایش به اسلام و دینداری باشد.»
امیرالمؤمنین(ع) در تمام شئون حكومت خویش نیز، حق محوری را بر مصلحت اندیشی ترجیح داده، در نصب كارگزاران حكومتی نیز چنین رفتاری داشت و جز صالحان و شایستگان را به امارت منصوب نمی كرد؛ بدین معنا كه موقعیت اجتماعی و خانوادگی افراد و امتیازهای گوناگون، به جز تقوا و كاردانی، در انتصاب آنان به مقام های دیوانی بی اثر بود؛ چنان كه «ابن عبدالبر آندلسی» در این باره می نویسد: «و لایخص بالولایات الااهل الدیانات و الامانات.»[23]
ایشان پس از برگزیده شدن توسط مردم و عهده دار شدن خلافت، بلافاصله به عزل والیان فاسد و بدنام دوران گذشته پرداخت و در این راه هیچ نرمی و مدارایی به خرج نداد. حتی نصحیت برخی عقلا و سیاست مداران آن روزگار برای باقی گذاشتن بعضی از والیان بانفوذی مثل معاویه را نیز نپذیرفت.
مشهور است «مغیره بن شعبه » در نخستین روزهای خلافت علی(ع) نزد ایشان رفته و به زعم خود، از سر نصیحت و خیرخواهی به آن حضرت پیشنهاد می دهد برخی والیان و به خصوص معاویه را از كار بركنار نكند و تا تثبیت اوضاع و اعلام بیعت همه شهرها در انتظار بماند. حتی درباره معاویه یادآور می شود كه وی منصوب خلیفه دوم است و توسل به این موضوع می تواند دلیل موجهی برای ابقای او در انظار عمومی باشد؛ اما امیرمؤمنان(ع) در پاسخ وی و دیگرانی همچون ابن عباس كه چنین نظراتی داشتند، فرمود: «به خدا قسم! در كار دینم به خوشامد كسی كار نمی كنم و در كار خود ریا نمی ورزم.»[24] درباره معاویه نیز فرمود: «به خدا قسم كه معاویه را دو روز هم به حكومت وانمی گذارم.»[25]
با توجه به مطالب فوق، منطق قرآن و احادیث نشانگر این مطلب است كه ملاك برتری و گزینش ها باید فقط براساس توانایی های افراد، به علاوه لیاقت، پاكدامنی و تعهد باشد و باید پذیرفت كه در یك نظام شایسته سالار، انتخاب ها در تمام مراحل مدیریتی باید بر همین ملاك ها صورت گیرد و ما هم شایسته است به شكرانه موقعیتی كه پیش آمده و سرنوشتمان به دست خودمان رقم خواهد خورد، بهترین گزینه ها را انتخاب كنیم و افرادی را برای قانون گذاری انتخاب كنیم كه از توانایی های بالایی برخوردار باشند. (مركز فرهنگ و معارف قرآن كریم)

پی نوشت ها:

--------------------------------------------------------------------------------
[1]. قانون اساسی جمهوری اسلامی به همراه نظرات شورای نگهبان، سیدمحمد مهدی هزاه ئی، تهران، انتشارات محسن، چاپ اول، ص 58، اصل .58
[2]. Meritocracy
[3]. فرهنگ آنندراج، محمد پادشاه متخلص به «شاد»، ج 4، ص .2577
[4]. در كتابی تحت عنوان «در پیدایش شایسته سالاری» (1958).
[5]. قانون اساسی جمهوری اسلامی به همراه نظرات شورای نگهبان، ص .20
[6]. النساء: 58
[7]. ر. ك: المیزان فی تفسیر القرآن، سیدمحمد حسین طباطبایی، قم، انتشارات دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، 1417 ق، ج 4، صص 385- .378
[8]. تفسیر نمونه، ناصر مكارم شیرازی، تهران، انتشارات دارالكتب الاسلامیه ، چاپ اول، 1374 ش، ج 13، ص 517 و .518
[9]. و اذ ابتلی ابراهیم ربه بكلمات فاتمهن قال انی جاعلك للناس اماما قال و من ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین؛ بقره. .124
[10]. تفسیر راهنما، اكبر هاشمی رفسنجانی و جمعی از محققان، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، تابستان 1375، ج 1، ص .286
[11]. قال ان الله اصطفاه علیكم و زاده بسطه فی العلم و الجسم و الله یوتی ملكه من یشاء؛ بقره. .247
[12]. تفسیر راهنما، ج 2، ص: 146 و .147
[13]. سوره یوسف، آیه .55
[14]. تفسیر راهنما، ج8، ص: .382
[15]. الغدیر، عبدالحسین امینی، دارالكتب العربی، بیروت، ج 8، ص 291 و سنن كبری، احمد بیهقی، بیروت، دارالفكر، ج 10، ص .118
[16]. بحار الانوار محمدباقر مجلسی، بیروت، انتشارات بی تا، ج 22، ص 406 و ج 72، ص 342- صحیح مسلم، ابی الحسین مسلم بن حجاج قشیری، بیروت، انتشارات دارالكتاب العربی، موسسه عزالدین، 1407 ق، ج 3، ص .1457
[17]. ناسخ التواریخ، محمدتقی سپهر، تهران، كتابفروشی اسلامیه، 1363 ش، حضرت رسول (ص) ص 387- اسدالغایه، عزالدین بن الاثیر بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، 1409 ق، ج 3، ص .358
[18]. اصول كافی، ابو جعفر محمدبن یعقوب بن اسحق رازی كلینی، تصحیح و تعلیق علی اكبر غفاری، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1388ق، ج 1، ص .407
[19]. نهج البلاغه، خطبه .173
[20]. غرر الحكم و درر الكلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1366 ش، ص 341، حدیث، .779
[21]. الجمل، شیخ مفید، قم، انتشارات كنگره جهانی شیخ مفید، 1413 هجری قمری، ص .259
[22]. نهج البلاغه، نامه 53
[23]. الاستیعاب فی معرقه الاصحاب، ابن عبدالبر آندلسی، بیروت، دارالجیل، 1412 هجری- 1992 م، ج 3، ص .1111
[24]. مروج الذهب، مسعودی، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی و فرهنگی، 1374، ج 1، ص3- .711

[25]. الكامل، ابن اثیر، بیروت، دار صادر، 1399 ه.ق- 1979 م، ج 3، ص .19


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :