شبکه انديشمندان قم
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 40087
تاریخ انتشار : 20 آذر 1392 0:46
تعداد مشاهدات : 2603

هفت نکته درباره بلوف اتمی عربستان

رسانه ای شدن برنامه عربستان برای هسته ای شدن و حتی خرید بمب اتم از پاکستان، یک بلوف سیاسی از سوی سعودی ها برای اخلال گری در دیپلماسی هسته ای ایران و دامن زدن به تندروی طرف غربی است

با شروع فصل جدید مذاکرات هسته ای میان ایران و 1+5 خطی خبری در رسانه های منطقه ای و بین المللی دنبال شد: اگر غرب برنامه هسته ای ایران را بپذیرد، خاورمیانه به سوی رقابت هسته ای پیش خواهد رفت. عربستان سعودی در رأس این سناریو قرار دارد و این موضوع تا جایی پیش رفت که برخی رسانه ها اعلام کردند این کشور در پی خرید بمب هسته ای از پاکستان است.

این موضوع را چندی پیش بی بی سی بار دیگر مطرح کرد و مدعی شد ریاض با سرمایه گذاری در پروژه های هسته ای پاکستان به دنبال دستیابی به بمب اتمی است.

البته اظهارات مقامات مختلف سعودی طی هفته های اخیر نیز به این بحث دامن زده است. هفته گذشته ترکی الفیصل رئیس پیشین سازمان اطلاعات عربستان در مصاحبه با اشپیگل آنلاین گفت: نه تنها عربستان سعودی که تمامی کشورهای حاشیه خلیج فارس بایستی تمامی گزینه‌ها از جمله خرید سلاح هسته‌ای را در نظر بگیرند.

رسانه های بین المللی این روزها پر از اظهارات به ظاهر عصبی سعودی هاست؛ اظهاراتی که گویا حاکی از سرآمدن کاسه صبر آنهاست و از دست آمریکا به شدت عصبانی هستند و منطقه و جهان را تهدید می کنند که آنها هسته ای خواهند شد.

نکته قابل توجه آن است که این خط دقیقاً از سوی صهیونیست ها نیز دنبال می شود. آلون پینکاس، سرکنسول سابق اسرائیل در آمریکا در این مورد می گوید: اگر ایران به بمب اتمی دست پیدا کند، سعودی ها و بعد از آن ترک ها و حتی مصری ها هم می خواهند بمب داشته باشند.

ماه گذشته، آموس یالدین، رئیس سابق سازمان اطلاعات ارتش اسرائیل، در کنفرانسی در سوئد گفت که اگر ایران به بمب اتمی دست پیدا کند، "سعودی‌ها حتی یک ماه هم منتظر نخواهند ماند. آنها قبلا پول بمب را پرداخت کرده اند، و فقط کافیست سراغ پاکستان بروند و آنچه می‌خواهند را تحویل بگیرند."

حال سوال این است؛ علت این عصبانیت سعودی ها چیست و تهدید هسته ای شدن چقدر جدی است؟

ریاض که به دلایل مختلفی خود را بزرگ تر کشورهای خلیج فارس و حتی عربی می داند، حس می کند آمریکا با مذاکره با ایران، اعراب را فروخته است. عصبانیت ریاض هنگامی تشدید شد که اخباری مبنی بر میانجیگری عمان -یک کشور عربی حوزه خلیج فارس- در مذاکرات محرمانه تهران-واشنگتن منتشر شد. عمق این خشم تا جایی است که سران عرب معتقدند در مذاکرات هسته ای ایران و غرب، اعراب به جای پشت میز، روی میز قرار دارند! (کنایه از اینکه اعراب وجه المصالحه توافق هستند و آمریکا آنها را فروخته است.)

سعودی ها این خشم را به طرق مختلف نشان دادند و البته دلیل این همه خشم تنها مذاکرات هسته ای نیست. آنها معتقدند لغو حمله آمریکا به سوریه نیز قطعه ای از همین پازل است. آنها معتقدند شواهد و قرائن نشان می دهد آمریکا در حال ترک منطقه است و می خواهد مسائل خود را قبل از رفتن با ایران حل کند.

البته در غلط بودن این تحلیل شکی نیست و سران عرب بهتر از هر کسی می دانند که مسئله ایران و آمریکا فراتر از چرخیدن یا توقف چند سانتریفیوژ است.

ریاض برای تحت تاثیر قرار دادن واشنگتن تهدید کرده است که روی خود را به سوی روسیه و چین بر می گرداند؛ بلوفی که جز تمسخر تحلیل گران غربی، نتیجه دیگری نداشت. میزان وابستگی عربستان به آمریکا در حوزه های مختلف اعم از امنیتی، اقتصادی، نظامی و ... چنان است که اگر این رابطه برای واشنگتن سودآور است، برای ریاض حیاتی است.

با این تفاسیر تهدید دستیابی ریاض به بمب اتمی را چگونه باید ارزیابی کرد؟

روزنامه گاردین در 18 سپتامبر 2003 خبر از به دست آوردن سند استراتژیکی داد که در آن از گزینه های عربستان برای دستیابی به بازدارندگی هسته ای سخن رفته است. طبق این سند سه گزینه مطرح عبارتند از:

1. ساخت بمب یا دستیابی به توانمندی هسته ای در راستای داشتن توانایی بازدارندگی مستقل؛

2. حفظ ائتلاف یا وارد شدن به ائتلافی با یکی از قدرت های هسته ای که پیشنهاد حفاظت هسته ای از ریاض را پذیرفته باشد یا بپذیرد؛

3. تلاش برای ایجاد منطقه خاورمیانه عاری از تسلیحات هسته ای و امضای توافقنامه در این زمینه؛

گزارش های قدیمی تر حاکی از برخی تحرکات ریاض برای نزدیک شدن به این حوزه خبر می دهد. مانند گزارش هایی مبنی بر سرمایه گذاری ریاض در پروژه های هسته ای صدام حسین در دهه 80 میلادی.

موضوعی که اغلب در بحث احتمال دستیابی ریاض به بمب اتمی مورد غفلت واقع شده و به آن توجهی نمی شود، بحث شرایط امنیتی عربستان است. با توجه به جایگاه سلاح هسته ای بعنوان عاملی بازدارنده در سپهر امنیت بین الملل، اساساً این کشور چه نیازی به بمب اتمی دارد؟ پاسخ دقیق به این سوال کمک شایانی به یافتن پاسخ سوال اصلی این یادداشت می کند.

دیپلماسی عربستان در صحنه بین المللی و منطقه ای به گونه ای بوده است که این کشور طی چند دهه اخیر به هیچ عنوان مورد تهدید واقع نشده است. جایگاه ریاض در میان کشورهای عربی آن را تبدیل به پدرخوانده اعراب کرده است و ایران نیز به دلایل مختلف سیاسی و اعتقادی هرگز تهدیدی امنیتی برای ریاض نبوده و نمی تواند باشد. رژیم اسرائیل نیز گرچه عملاً دارای تسلیحات اتمی است و ریاض نیز این رژیم را به رسمیت نشناخته است، اما سیاست های ریاض و منافع اسرائیل به گونه ای بوده است که خصوصاً طی سال های اخیر خط مشی این دو نه تنها با یکدیگر تضادی نداشته، بلکه در موارد کلیدی و متعددی در یک جهت نیز بوده است. رابطه ریاض و غرب نیز واضح تر از آن است که تصور شود این کشور در آینده دور یا نزدیک ممکن است از جانب غرب مورد تهدید واقع شود.

با این همه یک موضوع را نباید از نظر دور داشت؛ ریاض در صورت توانستن، لحظه ای در دستیابی به بمب اتمی تردید نخواهد کرد.

عربستان خود را ام القرای دنیای اسلام می داند که موظف است از کشورهای کوچک اطراف خود محافظت کند. این کشور دارای بیشترین ذخایر نفت دنیاست و در پی دستیابی به قدرت اول منطقه ای است. پاکستان با اوضاع نابسامان اقتصادی اش، بمب اتمی دارد، پس چرا عربستان نباید بمب اتمی داشته باشد؟!

عربستان ثروتی عظیمی دارد اما مشکل اصلی آل سعود در آن است که گمان می کند، ثروت به تنهایی قدرت نیز می آورد. به چند دلیل عربستان را می توان بازنده بازی بلوف اتمی دانست:

1- دستیابی به فناوری اتمی بخصوص در سطح تسلیحاتی از پیچیدگی های فروانی برخوردار است و عربستان کم ترین آمادگی را در این زمینه دارد و دانش فنی آن را به هیچ عنوان در اختیار ندارد و به فرض حرکت در این جاده -بدون در نظر گرفتن موانع جدی آن- ده ها سال طول خواهد کشید که به نتیجه دلخواه برسد.

2- عربستان علاوه بر پذیرش ان پی تی، پروتکل الحاقی و حتی پروتکل مقادیر کم SQP را نیز امضا کرده و در این شرایط حرکت به سوی سلاح اتمی برای این کشور امکان پذیر نیست. طبق پروتکل مقادیر کم SQP، عربستان اعلام کرده که هیچ طرحی برای ساخت تسلیحات، تاسیسات یا انبارهای هسته ای ندارد و موظف است تا هرگونه فعالیت در زمینه ساخت تسلیحات را به آژانس بین المللی انرژی اتمی گزارش نماید. (برخلاف کشورهایی مانند پاکستان و هند که عضو ان پی تی نیستند.)

3- آمریکا و رژیم صهیونیستی -بعنوان تنها دارنده سلاح اتمی در منطقه- اجازه نخواهند داد عربستان به قدرتی اتمی تبدیل شود. اگر چه رژیم کنونی آل سعود تهدیدی برای واشنگتن و تل آویو نیستند، اما آینده مبهم و مسائل داخلی عربستان، به آنان اجازه نمی دهد دست عربستان را در این قضیه باز گذارند.

4- دستیابی ریاض به سلاح اتمی نه تنها امنیت این کشور را افزایش نمی دهد، بلکه با توجه به تهدیدهایی که این کشور از سوی القاعده و گروه های مشابه با آن مواجه است، این کشور را بیش از پیش در معرض خطر و ناامنی قرار می دهد.

5- پاکستان در این بازی به دنبال کسب حداکثر سود است و حتی ممکن است قول هایی نیز مبنی بر فروش یا قرار دادن ریاض تحت چتر هسته ای بدهد، اما با توجه به وابستگی ارتش اسلام آباد به آمریکا و ملاحظات سیاسی، این قول ها هرگز عملی نخواهند شد.

6- ممکن است برخی کشورهای غربی -به احتمال زیاد فرانسه- از این فضا استفاده کرده و عربستان را به سرمایه گذاری های هنگفت در موضوع هسته ای ترغیب کنند. این سرمایه گذاری گرچه برای کشورهای پیمانکار سودی سرشار خواهد داشت، اما به دلایل فوق باز هم کمکی به رویاهای اتمی ریاض نخواهد کرد.

7- برخی تحلیل گران معتقدند فضاسازی اخیر ریاض هدفی جز تاثیرگذاری بر مذاکرات هسته ای و توافقات ایران و غرب ندارد. عربستان از این منظر می کوشد با تهدید هسته ای شدن، غرب را برای رسیدن به اهداف خاص خود تحت فشار قرار دهد. در این مورد باید گفت وزن سیاسی ریاض کمتر از آن است که قادر باشد تغییری در گفتگوهای هسته ای ایران و غرب ایجاد کند و بشکه های نفتی آن نیز به دلیل وابستگی در حوزه های مختلف به غرب، نمی توانند نقشی در این بازی داشته باشند


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :