شبکه انديشمندان قم
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 36249
تاریخ انتشار : 29 مهر 1392 15:26
تعداد بازدید : 6036

تاریخ انقلاب اسلامی درس چهارم

در س چهارم:

ديدگاه ها و نظريه هاي مربوط به پيروزي انقلاب اسلامي

1-فرضيه توطئه

گروهي معتقدند غرب مي خواست شاه را به سبب نقش كليدي اش در افزايش قيمت نفت اوپك در 1973 تنبيه كند.

برخي ديگر معتقدند كه شاه در سال هاي آخر عمر حكومت پهلوي، شتابان به سمت توسعه اقتصادي و صنعتي گام بر مي داشت. غربيها به سبب حسادت، توطئه عليه شاه را اجرا نمودند.

برخي برآنند كه غربيان با هدف نابود ساختن ذخائر ارزي ايران و كشورهاي نفت خيز عربي انقلاب ايران را پديد آوردند.

انگيزه غرب براي سقوط شاه را در توان نظامي ايران و هراس غرب از طرح هاي بلند پروازانه شاه جستجو مي كنند.

تضادهاي دروني رژيم در سال هاي آخر عمرش، شرايط ذهني و عيني انقلاب را فراهم آورده بود و كشور مي رفت پذيراي يك انقلاب كمونيستي شود. امپرياليسم آمريكا دخالت كرد و با توطئه چيني انقلاب اسلامي را پديد آورد.

2-نظريه اقتصاد

به گمان ماركس، انقلاب ها محصول تعارض طبقاتي اند و از آنجا كه منافع پرولتاريا با منافع طبقه بورژوا تعارض دارد، انقلاب ها در جوامع مدرن گريزناپذيرند. ماترياليسم ديالكتيك و دترمينيسم تاريخي كليه جوامع را در حال گذار بسوي نظام اشتراكي مي داند.

3-نظريه مدرنيزاسيون

برنامه هاي مدرنيزاسيون ايران از دهه هاي 40 به بعد، به دليل شتابزدگي و عدم سازگاري با فرهنگ سنتي جامعه، تعارض هايي را در پي داشت. گروه هاي سنتي و مذهبي تر مردم ايران مخالف برنامه هاي مدرنيزه كردن مورد نظر شاه بودند. پديده شبه تجدد در سال هاي 1340 تا 1357 مولود ناهمخواني مابين رشد سريع و روبنايي اقتصاد و افول توسعه سياسي (نظريه توسعه ناموزون) است.

4-نظريه استبداد

به رغــم ظهور نمادهاي توسعه و پيشرفت هاي اقتصادي در ايران، ساختارهاي سياسي قدرت دگرگون نشد. توسعه نامتوازن ايران از پس از كودتاي 28 مرداد، آغاز پيدايش انقلاب اسلامي بود.

5-نظريه مذهب

اسلام خواهي مردم و اسلام زدايي شاه عامل اصلي تكوين انقلاب اسلامي است. استبداد شاهي، مدرنيزاسيون و فضاي باز سياسي 1356 نيز تنها شتاب دهنده تحقق انقلاب بود.

تحلیل نظری انقلاب اسلامی

تاكنون دسته بندي هاي گوناگوني از نوشته هاي مربوط به انقلاب اسلامي ارائه شده است. يكي از اين دسته بندي ها در جدول زير آمده است.

بر اساس اين دسته بندي، در آثاري كه بر اهميت عوامل اجتماعي-اقتصادي تاكيد مي كنند، نقش اقتصاد سياسي يا ساختار اجتماعي مانند نهادها و قشر بندي اجتماعي مورد تاكيد بيشتر قرار مي گيرد.

در تحليل هاي روانشناختي، نقش فرآيندهاي ذهني و رواني، توضيح رفتار انقلابيون و رژيم ها مورد توجه قرار مي گيرد.

تحليل هاي سياسي بيشتر بر مواردي مانند عدم مشاركت سياسي تاكيد ميورزد.

آثار مربوط به رهيافت فرهنگي بر عوامل فرهنگي-ارزشي و رهبري انقلاب پاي مي فشارد.

در رهيافت چند علتي به عوامل مختلف اقتصادي، سياسي و فرهنگي اشاره شده و بر يك علت خاص به عنوان عامل تبيين انقلاب كمتر تاكيد مي شود.

 

تاكيد بر عوامل اقتصادي و اجتماعي

تاكيد بر عوامل روان شناختي (فردي واجتماعي)

رهيافت سياسي به انقلاب

تاكيد بر اهميت عوامل فرهنگي

رهيافت چند علتي انقلاب

مثال ها:

1-رابرت لوني در كتاب ريشه هاي اقتصادي انقلاب ايران

2-تدا اسكاچ پل در مقاله دولت تحصيلدار و اسلام شيعي در انقلاب ايران

3-همايون كاتوزيان در كتاب اقتصاد سياسي ايران

4-افرادي كه بر اساس نظريه نظام جهاني والرستاين مطلب مينويسند.

مثال ها:

1-ماروين زونيس در كتاب شكست شاهانه

2-افرادي كه بر اساس روش روانشناسي اجتماعي جيمز ديويس مطلب مي نويسند.

3-نويسندگاني كه بر مبناي نظريه محروميت نسبي تدرابرت گر

 نوشته اند، مانند فرخ مشيري در كتاب دولت و انقلاب اجتماعي در ايران

مثال ها:

1-ايروند آبراهاميان در مقاله علل ساختاري انقلاب ايران كه بر مبناي نظريه انقلاب هانتينگتون نوشته شده است.

2-كساني كه بر اساس نظريه بسيج منابع چارلز تيلي مطلب نوشته اند. مانند ميثاق پارسا در كتاب ريشه هاي اجتماعي انقلاب ايران و جرالد گرين در مقاله ضد بسيج بعنوان يك روش انقلابي

مثال ها:

1-علي دواني در كتاب نهضت روحانيون ايران

2-حامد الگار در كتاب ريشه هاي انقلاب اسلامي

3-آصف حسين در كتاب ايران اسلامي، انقلاب و ضد آن

4-گيل كپل در كتاب انتقام خداوند

5-يان ريشار در مقاله تفكر معاصر شيعي

مثال ها:

1-مايكل فيشر در كتاب ايران از اختلاف مذهبي تا انقلاب

2-نيكي كدي در كتاب ريشه هاي انقلاب ايران

3-فرد هاليدي در مقاله انقلاب ايران: توسعه ناموزون و

مردم گرايي مذهبي

4-جان فوران در كتاب مقاومت شكننده

 

 

دانلود فایل word

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :